اصفهانستان: نیاز جامعه ی اطلاعاتی کنونی اصفهان به اطلاع رسانی جدید، ضروری می نماید. بنابراین بایستی جایگاهی فراهم کرد تا بتوان در کنار پرداخت به مسائل حاشیه ای روز، اخبار مهم و ضروری را نیز انعکاس داد و از آن یاد نمود.
زمانی در اصفهان تنها یک روزنامه و تنها دو هفته نامه و آن هم به صورت غیر فعال بر دکه ی مطبوعات سطح شهر به چشم می خورد و اطلاعات کهنه ای را ارزانی خوانندگانی می کرد که تنها برای حفظ عرق بومی خود اقدام به خرید مطبعه ی چاپ اصفهان می نمودند و پس از خوانش تیتر و گاهی دو سه کلمه ای از متن و شاید سوتیتری که هرگز وجود نداشت(!) مطبعه را به گوشه ای پرتاب می کردند و آنچه را که شایسته بود در حق یک جریده ی بومی به جا می آوردند.
اما به زبان دولت کامی امروزی بایستی گفت که با تلاش ها و پیگیری های دولتمردان اصفهانی و استعانت مردم فرهنگ دوست این دیار، به تدریج جریده های مختلف از هفته نامه تا فصل نامه پای به عرصه ی وجودی مطبوعات اصفهان گذاردند تا دایره ی اطلاع رسانی این شهر از تنگی خاص خود خارج شود و حس رقابت درون زای مطبوعاتی نیز خود را حداقل بر دیگر جراید چاپ کشور به نمایش بگذارد.
اما این بار هم بودند کسانی که عرق بومی شان به طهارت کامل رسید و زمانی که اوضاع را به کام دیدند و چندین روزنامه ی اطلاع رسان را بر دکه ی مطبوعاتی مشاهده کردند، بیشتر به سوی جراید اصفهانی روان شدند و باز هم سوتیتر هایی را که قبلاً چاپ نمی شد و امروز به چاپ می رسید خواندند و تیترهای جنجالی را بررسی کردند و باز هم این بار جریده را نه به کناری که برای نظافت شیشه ها به کناری گذاردند.
بنابراین نیازی احساس می شد که حداقل نشریه ای در اصفهان به چاپ برسد که اطلاع رسانی را به معنای واقعی کلمه تحقق بخشد و بتواند بزرگترین خدمتی را که یک رسانه توانایی انجام آن را دارد در حق مردم این دیار به جای آورد.
پیگیری های بسیاری هم انجام شد که عرصه ی مطبوعات اصفهان از انزوای فعلی خارج شوند و به گونه ای خود را با فضای اطلاع رسانی کشوری سازگار نمایند و جایگاهی را که خود شایسته ی آن بودند به دست آورند. بر همین اساس هم بود که درخواست های ثبت امتیاز روزنامه، یکی یکی بر روی میز مجریان مطبوعاتی و بزرگان فرهنگی اصفهان جای گرفت تا آنها در زمینه ی مجوز، تصمیم گیری نهایی داشته باشند.
سرانجام قدم اول بسیاری از مطبوعات نیز کاملاً مشخص می نماید. اجازه ی نشر هیج نشریه ای به صورت روزانه برای مطبوعات اصفهانی صادر نشد و آنها را ملزم به آن کرد که در جستجوی فضایی دیگر برای تکرار درخواست خود بر آیند. یک سال بعد زمانی که رفته رفته زمزمه ی تغییرات اساسی در بنیاد فرهنگی و اطلاع رسانی استان به گوش رسید، سران مطبوعات اصفهان هم اوضاع را برای درخواست مجدد مناسب دیدند و ارجح بر آن دیدند که نامه ی درخواست انتشار روزنامه ی قدیمی را که مهر رد بر آن نقش بسته بود به لعابی جدید مملو از شکریات و سنجیات بیارایند و این بار با متانت و صبر بیشتری سعی بر آن نمایند که اجازه ی انتشار دریافت دارند.
این بار اما از درخواست هایی که تعدادشان از انگشتان دو دست بیشتر برآورد می شد، حداقل مجوز برای چاپ روزنامه در اصفهان صادر شد. "اصفهان امروز" و "نصف جهان" دو نو روزنامه ای بودند که مدت های مدید لقب هفته نامه را یدک می کشیدند و امروز تبدیل به روزنامه شدند و ذکر همین نکته هم کافی است که مدیران ارشادی و فرهنگی اصفهان بهترین گزینه ها را برای اجابت درخواست ها برگزیدند.
"اصفهان امروز" بیستم آبان ماه بر روی دکه ها رفت. و همان طور که انتظار بود، بسیاری بر آن بر آمدند که با زیر پای گذاردن همه ی شرایط حرفه ای، کارآیی روزنامه را خدشه دار کنند و باز هم سنگ های کوه شده را به میدان بیاورند و حداقل، اقلی از مشکلات و کمبود ها را تبدیل به کوهستان کنند و بشود آنچه نباید. اما لازم به گفتن نیست که "اصفهان امروز" بهترین روزنامه ای است که تا به امروز در اصفهان بعد از انقلاب بر روی دکه ی مطبوعات جای گرفته است.
"نصف جهان" نیز روزنامه ی دومی است که با دریافت مجوز انتشار از آذرماه بر دکه ی مطبوعات قرار خواهد گرفت. آنچه که اکنون از درونیات این مجموعه ی نو شده ی هفته نامه ی نصف جهان قدیم بر می آید، عملی حرفه ای در کنار مورد توجه قرار دادن کلیه ی نکات اخلاقی خواهد بود. بنابر این می توان این امید را داشت که "نصف جهان" نیز دومین و بهترین روزنامه ای باشد که بعد از انقلاب، دکه های مطبوعاتی اصفهان را تزیین کرده است.
از نوشته های پراکنده ی بالا می توان به این نتیجه گیری رسید که اصفهان، فرهنگی لازم دارد که بتوان آن را اشاعه داد و به آن پرداخت. این امر هم همه می دانند که بدون توجه به نکات اساسی اطلاع رسانی محقق نخواهد بود.
چقدر زود دیر می شود...
روزی از همین روزها...
اول دفتر به نام ایزد دانا